"تاثیر ترانه های ایرج جنتی عطایی بر روی مخاطب " روزبه بمانی


دنیایی که جنتی عطایی در آن زندگی می کند و از آن می نویسد بسیار وسیعتر از آن است که بتوان در چند صفحه و مقاله و غیره... به آن پرداخت . دنیایی که اگرچه همیشه با دایره مشخصی و تا این اواخرمحدودی از واژه گان برای ما تصویرش می کند که البته محدود به مرز معینی نیست.
"اساساَ نوع نگاه به زیبایی و تعریف هر هنرمند از زیبایی است که جهان هر هنر مندی را برای مخاطبان آن هنر مند پدیدار می کند" . با نگاهی به ترانه های ایرج جنتی عطایی از ابتدا تا امروز در می یابیم که آنچه همواره در طول این سالها نه تنها به مانند بسیاری از هم دوره های او تغییر نکرده و بلکه به قوام رسیده هما نا زیبایی شنا سی جنتی عطایی است.
جنتی عطایی ترانه سراییست که شعریت در آثارش موج میزند و ترانه هایش هیچ گاه از تصاویر انتزاعی و ذهنی خالی نبوده و هر چه جلو تر می رویم مشاهده می کنیم که این المانها در ترانه های ایرج تقویت میشود.

اینبار قصد بر آن دارم برای روشن تر شدن موضوع بحث که تاثیر گذاری ترانه های جنتی عطایی است به بعضی از ترانه های دیروز و امروز او با دیدی کاربردی نگاه کنم .
با نگاهی اجمالی به ترانه های موفق دهه 50 به راحتی می توان به نام ایرج جنتی عطایی به عنوان تاثیر گذار ترین ترانه سرای این دهه و ترانه هایی مثل : محتاج. دریایی. و باور کن و... رسید اگر فقط نقبی به همین چند ترانه بزنیم در میابیم که چرا با وجود تغییر سه نسل هنوز هم این ترانه ها جزو محبوب ترین ترانه های تاریخ مو سیقی پاپ ایران است.

ابتدا من به شناخت درست ترانه سرا از مخاطب ترانه هایش و ترکیب فوق العاده خودش با آنچه که خوشایند ذائقه مخاطبش است اشاره میکنم.
مثلا در "محتاج" ترانه به سادگی با نطفه بسیار قوی و زیبای(ما به هم محتاجیم) شروع میشود که هر شنونده ای را در اولین قدم جذب میکند و همین ترانه به تصویر ذهنی زیبایی مثل( به عزای دوری دستای ما)هم می رسد که از تصاویر مورد علاقه جنتی است.

در دریایی ترانه با نطفه" کمک کن کمکم کن " شکل می گیرد که بسیار ساده اما تاثیر گذار است نطفه ای که همه اجزای ترانه را میتوان بر گرد آن ساخت چون این پتانسیل را دارد و ترانه در عین سادگی و بدون چنگ زدن به ترکیب سازی های خاص به راحتی شنونده را تا پایان با خود می برد عیناً همین اتفاق در" باور کن " شروع میشود در دل همین ترانه سادگی اما با ترکیبی مثل یک قصیده خواهشم استمرار میابد که این ترکیب ها و تصویر های ذهنی چونان در عمق سادگی ترانه ها حل میشود که شنونده اصلا احساس نمی کند که بار اول است با این ترکیبها مواجه می شود .
اما در" پل" که من به عمد آنرا انتخاب کردم آنچه به وضوح دیده میشود این است که جنتی بیشتر به سمت تصاویر ذهنی و انتزاعی می رود ودر واقع" خودش را در این ترانه بیشتر رعایت میکند " اما باز هم برای مخاطب پذیرفتنی است و چون اعتقاد دارم یک ترانه را پس از اجرا نمی توان از سایر بخشهای دیگر مثل ملودی . تنظیم . و اجرای آن تفکیک کرد نمی توان بار موفقیت اثر را به دوش بخشهای دیگر انداخت.

با نگاهی به ترانه های امروز جنتی به این نتیجه میرسیم که حد اقل عاشقانه های جنتی بیشتر ادامه "پل" است تا " شب شیشه ای" و "دریایی " یعنی ترانه سرا هر چه به سمت جلو حرکت می کند بیشتر خودش را در آثارش رعایت میکند. که البته این با توجه به تجربه و جایگاهی که جنتی نزد مخاطبان خود دارد عجیب نیست اما آنچه که نباید امروز به سادگی از کنار آن گذشت این نکته است که ترانه هایی مثل" تندیس . تحمل کن. وقتی تو گریه می کنی ." که همه از جمله بهترین عاشقانه های جنتی هستند چه میزان تاثیر نسبت به ترانه هایی مثل " محتاج .و کمکم کن و... روی مخاطب دیروز و امروز او می گذارد.

نتیجه اینکه در هر هنری نگاه منتقد تنها بخش کوچکی از نگاه کلی به یک اثر هنری است و نگاه اصلی خصوصاً در هنر ی مثل ترانه نگاه مردم و تاثیری ست که مردم از یک ترانه می کیرند هر جا که حلقه های توجه ترانه سرا به آنچه مردم می توانن آنرا بفهمند کمتر می شود ترانه هم کمتر شنیده میشود پس کمتر هم تاثیر میگذارده

بر خلاف نظر دوستی که از هم دوره های جنتی که در پاسخ به پرسش مخاطبی مبنی بر اینکه چرا این تکه از تراه شما بسیار سخت است و دیر فهم گفت من نمی توانم تاوان کتاب نخواندن و مطالعه نکردن شمارا بدهم .

باید به این نکته اشاره کنم امروز جنتی و تمام ترانه سراها خواه نا خواه برای این مردم می نویسند که میزان مطالعه.سواد. آگاهی و عمقشان را باید قبل از هر واژه که مینویسند در ترانه هایشان لحاظ کنند. چون گمان نمی برم که هیچ ترانه سرایی در این مملکت داعیه آن را داشته باشد که فقط برای قشر خاصی می نویسد و اتفاقا تمام سختی کار همین جاست چون گمان نمی برم بعد از چیزی حدود چهل سال ترانه گفتن نوشتن ترانه (ما رو دست کم نگیر) ساده ترین کاریست که ایرج جنتی می تواند انجام دهد. ترانه ای که در شروع نوید توجه جنتی به مخاطب جوان امروز میدهد.

اما در ادامه باز هم شاعر مسحور تصاویر ذهنی می شود که گرچه در زیبایی شاعرانه اش شکی نیست که این کمترین انتظاریست که از جنتی عطایی میتوان داشت
اما در تاثیرگذاری و میزان درک مخاطب از ترانه باید اذعان داشت که موفق نیست.

در پایان باید گفت که شکی نیست که تفکر جنتی جلو تر از جامعه امروز و دیروز جنتی ست اما با این حال از او میتوان توقع داشت که اول بدون توجه به اینکه جامعه ایران با چیزی حدود 40 میلیون جوان زیر سی سال که 8 سال جنگ و 16 سال ممنوعیت موسیقی را از نظر گذرانده چقدر میتواند از ترانه های امروز او درک صحیح داشته باشد.
ایرج جنتی عطایی امروز از زبانی بهره میبرد که به قوام رسیده و با آن مینویسد که عجیب هم نیست و شاید مورد یاد شده در بالا خارج از حوصله اش باشد اما باید طریقی لحاظ شود که ترانه سرا ترکیبی از سلیقه خود و درک مخاطب را لحاظ کند کاری که شاید جنتی بهتر از هر کسی در دهه50 در اکثر ترانه هایش به ظرافت و قدرت زیادی انجام داده است.


روزبه بمانی
خرداد 1385

 


Home Page

Articles

Poems

Interview

Yadman

News

Archive

Archive

پیام ها

Copyright 2005-2006 Golesorkhetaraneh.com,
Contact : info@golesorkhetaraneh.com