بوی ناب شاعرانگی ایرج جنتی عطایی
مهدی عباسیان
چکاوک این ترانه درخشان نمونه دیگری ست از صاحب ترانگی.
در لحظه به لحظه ترانه عشق و لطافت موج می زند و در امواجش شنونده رقص واژه ها راحس می مکند. ترانه ای که در آن چون همیشه می توان بوی ناب شاعرانگی ایرج جنتی عطایی را نفس کشید.
آفرینشگری در ترکیب واژه ها، نقطه عطف کارهای این ترانه سرای بزرگ است و این ظرافت و دقت در بکارگیرشان او را در جایگاه والای ترانه نوین قرار داده است. در این ترانه می توان به ترکیب: جنگل شب و سد سکوت اشاره کرد که در آن ترانه سرا جنگل و شب را به هم پیوند داده جایی که هردوی آن ها پنهان شدن آسان است و یافتن دشوار، خورشیدکش را جستجو می کند و یا چکاوک سکوت کرده اش را به سدی از سکوت تشبیه می کند.
ترانه با پرسش و بهت شروع می شود:
کجای این جنگل شب پنهون می شی خورشیدکم
پشت کدوم سد سکوت پر می کشی چکاوکم
چرا به من شک می کنی کم که منم برای تو
لبریزم از عشق تو و سرشارم از هوای تو
و در ادامه به معشوقی که دل آزاری بار نخستش نیست می گوید:
دست کدوم غزل بدم نبض دل عاشقمو
پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هق هقمو
گریه نمی کنم نرو، آه نمی کشم بشین
حرف نمی زنم بمون، بغض نمی کنم ببین

و باز در اوج خواهشی عاشقانه بر حفظ یاررخت بر بسته اش می کوشدو از آن خودش می دارد:
سفر نکن خورشیدکم ترک نکن منو نرو
نبودنت مرگ منه راهی این سفر نشو
نزار که عشق من و تو این جا به آخر برسه
بری تو مرگ من از رفتن تو سر برسه

ودر پایان بر معشوقی که باور به عاشق خود ندارد و می خواهد او را با آتشفشانی از عشق تنها رها کند چنین
می گوید و گوشزد می کند:
نوازشم کن و ببین عشق می ریزه از صدام
صدام کن و ببین که باز غنچه می دن ترانه هام
اگرچه من به چشم تو کمم قدیمیم گمم
آتشفشان عشقمو دریای پرتلاطمم

ابتکار درخلق آثار بزرگ نیاز به عشق و عشق آفرینی در ترانه دارد که از چشمه اندیشه این ترانه سرای یگانه زلال وار می جوشد وبه تصویر ترانه می آید.
تمام نوشته ام نه نقد ترانه که احساس درونیم و رابطه عمیق عاشقانه ام با آثار جاودانه این عزیز نازنین است.
مهدی عباسیان
لندن
مارچ 2007

 


Home Page

Articles

Poems

Interview

Yadman

News

Archive

Archive

پیام ها

Copyright 2005-2006 Golesorkhetaraneh.com,
Contact : info@golesorkhetaraneh.com