شب شعر پرشور ايرج جنتی عطايی در آخن به ياد بابک بيات

يکشنبه دهم ماه ژوئن، به دعوت کانون ره آورد – آخن، شب پرشور شعر و موسيقی ايرج جنتی عطايی، ترانه سرای نامی کشورمان، با ياد و خاطره بابک بيات آهنگساز فقيد برگزار شد.
هموطنان مقيم آخن و شهرهای اطراف از اين مراسم استقبال شايانی کردند.
بروشورهای معرفی هنرمندان شرکت کننده در شب شعر در کنار ميز کتابی که انتشارات آيدا از شهر بوخوم برپا کرده بود؛ در اختيار حاضرين قرار می گرفت.
در آغاز، مجری برنامه با خوش آمدگويی به هنرمندان و شرکت کنندگان در اين برنامه گفت: « درست است که ترانه، آفرينش هنری تک نفره نيست و در آن شاعر، آهنگساز، تنظيم کننده و خواننده نقش دارند؛ اما به گواهی تمامی گذشته فرهنگی ما واژه و شعر همواره جايگاهی ويژه در ميان ايرانيان داشته است. از همين روست که داوری عموم از موسيقی امروزی ايران بيش از آن که قضاوت در باب ويژگی های موسيقی باشد؛ قضاوت در باب واژگان و شعر آن است و جنتی عطايی يکی از سرآمدان اين وادی است.»
پس از خوش آمدگويی، زندگينامه بابک بيات خوانده شد. بابک بيات که آثار بسياری را در زمينه موسيقی ترانه ای و موسيقی متن فيلم و سريال های تلويزيونی در کارنامه خود دارد؛ در روز پنجم آذر ۱۳۸۵ درگذشت. با رفتن بابک بيات جامعه هنری ايران يکی از هنرمندان برجسته خود را از دست داد. گروه سه نفره جنتی عطايی، بابک بيات و داريوش اقبالی در دهه پنجاه شمسی از زمره گروه های موسيقی پاپ بود که راه خود را به قلب های مردم يافت و تأثير گذار شد.

مجری برنامه در صحبت های خود گفته های بابک بيات در باره چگونه ساختن آهنگ ترانه ماندگار «خونه»، از آثار معروف اين گروه سه نفره، را خواند: «زمانی که جنتی عطايی اين ترانه با مَطلع "خونه اين خونه ی ويروون..." را در اختيارم گذاشت در مدت کوتاهی روی حدود نيمی از آن آهنگ گذاشتم. اما درست موقعی که به مصراع: "سيل غارتگر اومد..." رسيدم، ذهنم قفل کرد و انگار هيچ ملودی ای به ذهنم نمی رسيد. آن وقت ها بر خلاف امروز، ما عادت نداشتيم به زور، هر کار را به پايان برسانيم. آن آهنگ ناتمام ماند و سه ماه بعد در خيابان، صدای روزنامه فروش دوره گردی به گوشم رسيد که فرياد می زد: "کيهان...اطلاعات...جاری شدن سيل جان عده ای را گرفت!" و اين ملودی همانی بود که دنبالش بودم. روزنامه فروش با بهترين آهنگ داشت پيامش را منتقل می کرد. پس به سرعت و با همان حس و حال، خود را به خانه رساندم و نشستم به نوشتن ملودی ابيات: "سيل غارتگر اومد، از تو رودخونه گذشت..." و ملودی در اينجا به اوج خود می رسيد که: "حالا من موندم و اين ويروونه ها..."»
پس از زندگينامه بابک بيات، اسلايد تصاوير وی، همراه با ترانه طلايه دار، يکی ديگر از ساخته های مشترک گروه سه نفره جنتی عطايی، بيات و داريوش، پخش گرديد:

ای بزرگ موندنی ای طلايه‌دار روز

سايه گستر رو سر از گذشته تا هنوز...

پخش اين تصاوير و موسيقی، ايرج جنتی عطايی را که در طبقه بالای سالن مراسم تنها نشسته بود؛ سخت متأثر کرد. بابک بيات يکی از ياران صميمی جنتی عطايی بود.
نوبت به هنرنمايی گروه همنوازی گيتار متشکل از مسعود دريا، مسعود همتا و فريدون نبی، با خوانندگی فريدون نبی رسيد. مسعود دريا ۲۲ سال است که در موسيقی فعاليت دارد. او فارغ التحصيل کنسرواتوريم موسيقی ويسبادن آلمان در رشته گيتار کلاسيک است. مسعود همتا نيز حدود ۲۰ سال سابقه کار موزيک دارد و با گروه های مختلف موزيک کار کرده است. اين دو علاوه بر تدريس گيتار در کار آهنگسازی و تنظيم آهنگ نيز فعاليت دارند. فريدون نبی صدای گرم خود را نخستين بار در آلبوم شبانه، که کاری به سرپرستی حميد طباطبايی بر روی اشعار احمد شاملو بود؛ ارائه و سپس با گروه راک – پاپ «شيراز» همکاری کرد. او در کنار خوانندگی، گيتار نيز می نوازد.

از راست: مسعود دريا، مسعود همتا و فريدون نبی

اجرای قطعاتی از آثار مشترک ايرج جنتی عطايی و بابک بيات توسط اين گروه، فضای برنامه را صميمی تر کرد. اين حال و هوا به ويژه در پايان اجرای ترانه بن بست و دکلمه ناگهانی جنتی عطايی از گوشه ای از سالن، گرم تر شد.
پس از استراحت، نمآهنگ ترانه «سياه پوش ها» ساخته مسلم منصوری، با صدای ابی و شعر جنتی عطايی پخش گرديد:با اين که دارن سياه پوشا از توی شط کوچه ها جمع می کنن ستاره های پرپروبا اين که دارن عزادارا از زير آوار و جنون در ميارن کفترای خاکستروبا اين که بوی تفتيش و خون پيچيده توی قصه ها با اين که صدای انفجار مرثيه خونه همه جا همه جا همه جا...
مسلم منصوری با تصاوير سياه و سفيد از محله های فقير ايران اين نمآهنگ را ساخته است. تصاوير کوچه های تنگ و باريک تو در تو و مردم در حال گذر، در انتها به تصويری از فيلم تنگسير ساخته امير نادری با بازی بهروز وثوقی ختم می شود.

اسلايد تصاوير ايرج جنتی عطايی از گذشته تا هنوز و در کنار هنرمندان موسيقی، سينما، تئاتر و ادبيات، کسانی چون داريوش، ابی، ويگن، بابک بيات، مهدی اخوان ثالث، نعمت ميرزازاده، منوچهر محجوبی، بهروز وثوقی، اسفنديار منفردزاده، سوسن فرخ نيا، رکن الدين خسروی و غيره، با پخش همزمان ترانه «من از سفر می آم»، با اجرای راد، خواننده جديد پاپ، شعر جنتی عطايی و آهنگ بابک بيات؛ بخش بعدی برنامه بود:من از سفر می آم با اسب خستگی از فتح يک سراب با سايه بونی از گرمای آفتاب...
سپس هايک هاکوپيان، نوازنده پيانو همراه با بابک خزائی، نوازنده جوان گيتار به روی صحنه رفتند و قطعه مشترکی را اجرا کردند. هاکوپيان از نوازندگان قديمی موسيقی پاپ است. او در گروه آهنگساز فقيد واروژان، انوشيروان روحانی ديگر آهنگساز برجسته کشورمان و گوگوش همکاری داشته است. هايک هاکوپيان هم اکنون با محمد شمس و آندرانيک، دو آهنگساز مطرح، مشغول به همکاری است و علاوه بر آن در مدرسه موسيقی آکورد در دوسلدورف آلمان مشغول تدريس است.

از راست: بابک خزائی و هايک هاکوپيان

بابک خزائی که هم اکنون در آلمان تحصيلات خود را در رشته موسيقی پاپ ادامه می دهد، تار می نوازد و نواختن تار را نزد حميد متبسم آموخته است. او در کنار آن گيتار و پيانو نيز می نوازد. در اين شب خزائی به نوازندگی گيتار پرداخت.
پس از اجرای ترانه «گل سرخ» توسط اين دو هنرمند؛ يکی از ترانه های ماندگار که با صدای ويگن و شعر جنتی عطايی ساخته شده؛ هنگامی که مجری برنامه زندگينامه جنتی عطايی را قرائت می کرد، ايرج جنتی عطايی در ميانه ی معرفی، به روی صحنه رفت و مورد تشويق گرم حاضران در برنامه قرار گرفت.
جنتی عطايی همراه با پيانوی هاکوپيان و گيتار خزائی به اجرای دکلمه ترانه هايش پرداخت. ياور هميشه مؤمن، فرياد زير آب، سقف، کمکم کن و غيره از جمله آن ها بودند.

اجرای جنتی عطايی بر روی صحنه با تغيير صداها و حالت هايی که به بدن خود می داد اجرايی تئاترآل بود و اشعار ترانه های آشنا را برای جمعيت حاضر کاملأ متفاوت کرده، هويت مستقلی به آن ها می بخشيد.
پس از استراحت دوم گروه همنوازی گيتار چند ترانه ديگر از آثار جنتی عطايی را اجرا کرد. «شرقی غمگين» که اصل آهنگ آن را هنرمند فقيد فريدون فرخزاد اجرا کرده است؛ شور ديگری به جمع افزود. اين ترانه پايان بخش کار گروه همنوازی گيتار بود:

ای شرقی غمگين تو مثل کوه نوری

نذار خورشيدمون بميره تو مثل روز پاکی

مثل دريا مغروری نذار خاموشی جون بگيره...
ايرج جنتی عطايی برای بار دوم به روی صحنه رفت و اشعار ديگری از ترانه های خود را دکلمه کرد. شعر منتشر نشده ايرج جنتی عطايی که به قول خودش وصيتنامه اوست پايان بخش برنامه وی بود. اين شعر که مورد تشويق ممتد حاضرين قرار گرفت برداشت شخصی جنتی عطايی از زندگی خودش بود که در آن، آيندگان را از کوتاهی های خود در زندگی بر حذر می داشت.

در انتهای برنامه شرکت کنندگان، با ايرج جنتی عطايی به بحث و گفتگو پرداختند. جنتی عطايی در صحبت های خود به جوانب مختلف کار ترانه سرايی پرداخت و به سئوالات حاضرين پاسخ گفت. اميدواريم بتوانيم به زودی متن پرسش و پاسخ ايرج جنتی عطايی با مردم حاضر در برنامه را جداگانه منتشر کنيم.
آنگاه جمعيت به پا خاست و با تشويق گرم خود و دسته گلی از سوی برگزارکنندگان، در ميان صدای گوگوش و ترانه پل، جنتی عطايی را بدرقه کرد:

برای خواب معصومانه ی عشق

کمک کن بستری از گل بسازيم

برای کوچ شب هنگام وحشت

کمک کن با تن هم پل بسازيم...

استفاده از مطالب سایت با ذکرنام منبع بلا مانع است.


 


Home Page

Articles

Poems

Interview

Yadman

News

Archive

Archive

پیام ها

Copyright 2005-2006 Golesorkhetaraneh.com,
Contact : info@golesorkhetaraneh.com