"روزنه"
روزبه آزادی
اين نوشته برداشت 2 سال پيش من از ترانه‌ي "روزنه" است با اندكي تغيير و ديگر هيچ . در اين شماره كه بحث اصلي بر سر "چكاوك" است بهانه‌اي شد كه نگاهي به يكي دو ترك آن‌طرف‌تر هم داشته باشيم.

به گمان من این ترانه از نظر فرم و ساختار چینش مصرع ها تفاوتهای بسیاری با گذشته ی ایرج جنتی عطایی و حتی دیگران دارد که به تفصیل به آن می پردازم .
ابتدا ترانه را با هم مرور می کنیم .

تو روزنه ی نوری ، درخانه ی ظلمت پوش
ديباچه ی آوازی ، بر متن شبِ خاموش
چيزی به من از باران ، چيزی به من از پرواز
چيزی به من از گريه ، چيزی به من از آواز
می بخشی و می خوابی ،در بستری ازاعجاز
می مانم و می رويم ، درسنگرِ يک آغوش
بر متن شب خاموش
شب حوصله می سوزد ، وقتی که تو درخوابی
ظلمت همه ی دنياست ، وقتی تو نمی تابی
تنديسه ی تنها یی ، درخوابی و زيبایی
مهتابی و بر پيکر ، دوری و همينجایی
درخانه ی ظلمت پوش
***
تو روزنه ی نوری ، درخانه ی ظلمت پوش
ديباچه ی آوازی ، بر متن شبِ خاموش
با شنیدن دو بند ابتداییِ ترانه به وسیله ی دو تصویر درمی‌یابیم که با یک ترانه ی عاشقانه-انسانی روبرو هستیم . با پیش زمینه ای که از کلمه ی "شب" در شعر و ترانه _ و به خصوص ترانه های "ایرج جنتی عطايي" داریم تندیسی مقدس از عشق در ذهن ما حک می شود . همانگونه که در اکثر ترانه های او معشوق نقش یک آزادی بخش ، نجات بخش ، تکیه گاه و کسی که می توان با او از این دنیای پست گریخت و با پلیدی ها جنگید و ... را داشته . او هیچ وقت در ترانه هایش معشوق را به آسمان ها نبرد و هیچ وقت او را زیر پا له نکرد . همیشه او را نیز مانند خود یک انسان می دید . همانطور که سال ها پیش سرود :
"قد آغوش مني ، نه زیادی نه کمی "

***
چيزی به من از باران ، چيزی به من از پرواز
چيزی به من از گريه ، چيزی به من از آواز
می بخشی و می خوابی ، در بستری ازاعجاز
می مانم و می رويم ، درسنگرِ يک آغوش

بر متن شب خاموش
در بند دوم ترانه به تصویری بر می خوریم که از لحاظ ساخت تصویر ، در ترانه کمتر شاهد اینگونه تصاویر بوده ایم . در مصراع اول این بند معشوق چیزی از باران(1) و پرواز(2) ( حرکت از پایین به سمت بالا و از بالا به سمت پایین ) به شاعر می بخشد و گویی معشوق تمام حرکت هستی و حتی چیزی از کل هستی را به شاعر می بخشد . در مصراع دوم همین باران(1) و پرواز(2) جنبه ی انسانی می یابند و به گریه(1) و آواز(2) تبدیل می شود و گویی معشوق بخشی انسان را به شاعر می بخشد . و پس از این بخششهای عاشقانه است که معشوق بلافاصله در بستری که شاعر4 بار اعجاز معشوق را در آن دیده می خوابد و زمینه ساز قسمت بعدي ترانه می شود . آن جا كه ترانه وارد لحظه‌هاي پس از به خواب رفتن معشوق مي‌شود .


استفاده از واژه ی "چیزی" در بندی که گذشت باعث می شود تمام توجه معطوف فعل (بخشیدن) بشود . گویا در اینجا مهم این فعل بخشیدن بوده و نه این که چه چیز بخشیده شده .

به من چیزی بده از موج و شبنم
به من چیزی بگو از ماه و ماهی (ستاره-آلبوم : یه قطره دریا)

وقتی تو گریه می کنی ، شک می کنم به بودنم
پر می شم از خالی شدن ، گم میشه چیزی از تنم ( وقتی تو گریه می کنی -آلبوم : شب نیلوفری)

تو چیزی گفتی و شب جای من شد
من از نور و غزل زیبا شدم باز( صدام کردی- آلبوم : حسرت پرواز)

در بندِ مذکور نوع چینش مصراع ها با گذشته کاملا متفاوت است . سه بيت اول باهم قافیه شده‌اند و سپس بيت چهارم با یک مصراع قافیه شده است . مصراعی که ترانه را به بیت اول ترجیع می دهد و فضای رخوت آلود و تاریک و خاموش را یادآوری می کند . این ترجیع بند نیز کاملا متفاوت است . زیرا در گذشته یک یا چند بیت کامل به صورت ترجیع بند تکرار می شد که در این ترانه یک مصراع این نقش را دارد .
.............................................................................................

شب حوصله می سوزد ، وقتی که تو درخوابی

ظلمت همه ی دنياست ، وقتی تو نمی تابی

تنديسه‌ی تنهایی ، درخوابی و زيبا یی

مهتابی و بر پيکر ، دوری و همينجایی
درخانه ی ظلمت پوش

پس از آنکه در قسمت اول به خواب معشوق رسیدیم . در این بند استفاده از فعل "سوختن" علاوه بر آنکه به وسیله ی آشنایی زدایی باعث تشخص و مورد توجه قرار گرفتن واژه ی "حوصله" می شود ، شاید بهترین تعبیر برای تمام شدن حوصله با ( آن‌هم با سرعت زیاد باشد) . سپس او مانند ماه که گرچه از زمین دور است اما تأثیر خود را بر شب می گذارد تأثیر خود را گذاشته و با عبارت "دوری و همینجایی" تصویر ماه در ذهن کامل می شود و سپس "در خانه ی ظلمت پوش" می آید تا هم معادلی برای "همینجایی" باشد و هم ترانه را دوباره به بیت اول ترجیع کند تا ترانه در هم نوردیده شود و فرم به بهترین شکل ممکن پایان پذیرد و تأثیری عمیق در ذهن شنونده بگذارد . زیرا تمام این عاشقانه سرایی در خانه ای ظلمت پوش اتفاق افتاده است .

خوانش خواننده در ترجيع‌ها يعني هم در پايان قسمت دوم و هم در پايان قسمت سوم با درك درستي از ترانه همراه بوده .به شكلي كه هم "خانه‌ي ظلمت پوش" معادلي براي "همينجايي" و هم "سنگر آغوش" و "متن شب خاموش" از لحاظ مكاني در يكجا قرار مي‌گيرند .




روزبه آزادي


 


Home Page

Articles

Poems

Interview

Yadman

News

Archive

Archive

پیام ها

Copyright 2005-2006 Golesorkhetaraneh.com,
Contact : info@golesorkhetaraneh.com