نقش ترانه های ایرج جنتی عطایی در سیر آثار سی و اندی ساله شما چگونه بوده؟

ایرج جنتی عطایی حق بزرگی برگردن ترانه نوین ایران داره، چراکه از پیش قراولانه ترانه نوین ایران هستش و اشخاصی مثل ایرج جنتی عطایی بودند که ترانه ها را ازگل و بلبل و لب یار به ترانه های اجتماعی کوچ دادند. ایرج با الهام گرفتن از مسائل سیاسی و اجتماعی ایران در قالب ترانه حرف خود و دل مردم را بازگو می کند و من هم از آنجایی که از نظر حسی و روحی به ایرج و قلمش نزدیکم با موزیکم این حس ها را تلفیق کردم و این آثار را با هم خلق کردیم و به گوش شما رساندیم.

شما به عنوان آهنگسازی که نقش پر رنگ و اساسی در موسیقی پاپ ما داشتید سهم ترانه سرایان موسوم به موج نو ( آقایان جنتی عطایی، قنبری، سرفراز و خانم زویا زاکاریان) را در دهه 50 چطور می بینید و در این بین نقش ایرج جنتی عطایی رو چطور ارزیابی می کنید، با این توضیح که ترانه ایشان همیشه با استقبال افکار عمومی همراه بوده.


همانطور که گفتم ایرج سهم بسزایی در ترانه نوین ایران داشته و اما ترانه سرایان موسوم به موج نو، جریان جدیدی را در ترانه نوین ایران بوجود آوردند. در دهه 50 این ترانه سرایان زحمات زیادی برای پیشرفت ترانه کشیدند و کارهایی خلق کردند که جریان روزمره زندگی مردم بود و دغدغه های اجتماعی مردم را روایت می کردند. آقای جنتی عطایی بزرگترین شاعر و ترانه سرای ایران است. ایشان ترانه را از قالب کلیشه ای درآورد و در ترانه هایش از معضلات جامعه خودش و حتی جهان سخن گفت. ایرج یک انسان جهانی است، وقتی سی و اندی سال پیش می سراید:
میون این همه کوچه که به هم پیوسته
کوچه قدیمی ما کوچه بن بسته

از زمان خودش جلوتر می اندیشیده. ما هنوز هم بعد از این همه سال کوچه هایمان بن بست است. ایرج جنتی عطایی ترانه هایش امضاء دارند و این امتیازیست که یک هنرمند متعهد می تواند داشته باشد.

آثارآقای جنتی عطایی همانطور که خودتان هم اشاره کردید دارای تمی اجتماعی سیاسی ست یعنی حتی زمانی که عاشقانه هم می نویسند، رگه هایی از اعتراضات سیاسی و اجتماعی در اون ترانه عاشقانه موج میزنه به عنوان مثال در ترانه ای مثل ترانه لوند که یک ترانه فوق العاده عاشقانه و تا حدودی هم فانتزی است به مصرعی برمی خوریم که می گوید:

از آفاق کدوم قصه شکفتی
که هم پرواز رویا نازنینی
که مثل شوق آزادی زلالی
مثل حس رهایی دلنشیتی

آیا این تم اجتماعی اعتراضی که حتی در ترانه های عاشقانه آقای جنتی عطایی هست در آهنگسازی ویژگی های خاصی را می طلبد آیا شما زمان ساختن ملودی روی این ترانه ها به دلیل وجود پررنگ این مسائل اجتماعی و سیاسی به فرم خاصی از ملودی و تنظیم می رسید؟

بله درست می فرمایید، ایرج هرگز از مسائل اجتماعی به دور نبوده حتی در عاشقانه هایش، من وقتی ترانه ای از ایرج می گیرم قبل از ساخت ملودی با خود ایرج در باره ترانه صحبت می کنم، من زمانی که قراره روی ترانه ای کارکنم تا هنگامی که اون ترانه راحس نکنم و خود را در ترانه نبینم ساختن ملودی روی ترانه برایم امکان پذیر نیست. کلام خودش به من می گوید که چه بسازم و چطور بسازم. کارهای من 80-90 درصد روی شعر بوده و همیشه با توجه به این مسائل کارکردم مثلاً در ترانه ای مثل چکاوک که ترانه ای عاشقانه است سازهایی که برایش انتخاب می شود با سازهایی که برای یک ترانه سیاسی ، اجتماعی انتخاب می شود و ملودی که ساخته می شود باید بسیار فرق داشته باشد.


آقای زلاند لطفاً داستان تهیه ترانه و آهنگ چکاوکو برای ما توضیح بدید.

سال 2001 آقای جنتی عطایی برای اجرای نمایش به لس آنجلس آمده بودند، من در هتل ایشان بودم، ایرج چکاوک را خواند. داریوش هم رسید و ... اتفاقاً آهنگ خیلی زود ساخته و ضبط شد وحتی زمان اجرا ایرج هم در استودیو کنار ما بود...
چکاوک را با سه تنظیم مختلف ضبط کردم و سومی آن چیزی شد که دوست داشتم. آهنگ دوبار توسط دوتا از دوستانم تنظیم شد و دیدم با حسی که دارم متناسب نیست که بعد برای سومین بار آهنگ را به آقای تیکران دادم و خودم هم لحظه به لحظه همراهشان بودم و آهنگ آن طور شد که شنیدید و مردم هم فوق العاده استقبال کردند.
من زمانیکه ترانه را از شاعرمی گیرم اصولاً حسم نسبت به آن ترانه اینقدرنزدیک می شود که فکر می کنم اگر قرار بود ترانه را من بنویسم حتماً همانطور می نوشتم. ترانه چکاوک هم به همین صورت بود ومن ترانه را بسیار دوست داشتم.
همیشه قسمت اول آهنگی که می سازم برایم بسیار اهمیت دارد چرا که نشان می دهد کار قابل ادامه دادن هست یا نه. گاهی ممکن است یک شعرچندسال دست من باشد و بعد از مدتها آن جرقه ای که باید به ذهن من برسد؛ خیلی وقت ها ترانه هایی از ایرج ، اردلان و شهیار می شنوم که چقدر زیبا بوده ولی آهنگ نتوانسته پاسخگوی شعر باشد، من سعی کردم برای چکاوک آهنگی بسازم که در شان ترانه چکاوک باشد.

آیا تا به حال ترانه ای از ایرج بوده که توسط آهنگساز دیگه ای ساخته شده باشه و شما علاقه مند به ساخت اون ترانه بودید و یا فکر می کردید اگه شما اون ترانه رو می ساختید شاید بهتر می شد؟

من در جاهای دیگری هم گفتم، ترانه های ایرج که آقای واروژان ساختند را بسیار دوست دارم . مثلاً ترانه خوابم یا بیدارم و یا ترانه بن بست و ترانه هایی که توسط بابک بیات ساخته شده که من بسیار دوست می دارم و شاید اگر توسط من ساخته می شد به آن زیبایی نمی شدند اما یک سری ترانه هایی هست که اینجا و در این اواخر ساخته شده را خیلی دوست دارم که دوباره کار کنم با یک صدای دیگر و تنظیم و آهنگ دیگری و اگر ایرج قبول کند حتماً این کار را خواهم کرد.بعضی از ترانه ها و آهنگ ها هستند که گاهی مدفون می شوند و به نظر من این دست ترانه و آهنگ ها باید دوباره کارشوند و این چیزیست که در جهان همیشه انجام می شود، مثلاً یک آهنگ را 50 بار اجرا می کنند با تنظیم های مختلف، سازها و خواننده های مختلف.

این سوالو برای این پرسیدم که ترانه ای مثل شب شکن در قبل از انقلاب توسط آقای بابک بیات ساخته میشه و توسط آقای مرتضی اجرا می شه و به نظر من کارزیبایی هم هست، اما کار ناشناسیه یعنی تا قبل از اینکه ترانه شب شکن توسط شما ساخته بشه و آقای داریوش اجرا کنند شنیده نشده بود، لطفاً کمی در مورد این ترانه توضیح بدید، آیا ساخت مجدد این ترانه پیشنهاد شما بود یا آقای جنتی عطایی و یا دلیل دیگه ای داشت؟

ایرج آمریکا بود و ما در استودیوی آقای مرتضی دوست و همکار خوب من بودیم که از ترانه شب شکن صحبت شد و من این شعر را از آقای جنتی عطایی گرفتم و با مرتضی هم صحبت کردیم که تصمیم داریم این کار را دوباره اجرا کنیم. ترانه شب شکن هم ترانه ای بود که اگر اجرای دوباره نمی شد به گوش مخاطب به نحو مطلوب نمی رسید.


درآثارمشترکتون با ایرج آیا برای اجرای یک ترانه با مشورت خود ایشون خواننده رو انتخاب می کنید و یا شما کار رو آماده می کنید و خود خواننده از بین کارها انتخاب می کنه؟

همیشه با مشورت خود شاعر خواننده رو انتخاب می کنیم و بعد با خواننده تماس می گیریم و خواننده ترانه را اجرا می کند و اگر مورد تایید گروه بود کار ادامه پیدا می کند.

شما بیشتر روی ترانه های عاشقانه آقای جنتی عطایی کار کردید، ترانه هایی مثل روزنه، چکاوک، خانه و خاطره، آوازخاموش، بوسه بر ماه و... آیا این دلیل خاصی داشته یا به صورت اتفاقی به این نقطه رسیدید؟
ترانه هایی مثل یاور همیشه مومن، در زمان خودش کار سیاسی بود،همین طور ترانه گریه نکن از نظر من یک ترانه سیاسی است. اما ترانه هایی که من از ایرج گرفتم و کار کردم ترانه هایی بودند که دوستشان داشتم و ایرج لطف کرده و در اختیارمن گذاشته.


 


Home Page

Articles

Poems

Interview

Yadman

News

Archive

Archive

پیام ها

Copyright 2005-2006 Golesorkhetaraneh.com,
Contact : info@golesorkhetaraneh.com