اجازه بدید سوال اول رو از ترانه های جدید ایرج جنتی عطایی آغاز کنم. نکته ای که در ترانه های اخیرآقای جنتی عطایی دیده می شود می شه تلاش برای ارتباط با نسل جدیده، شما این تلاش رو چطور ارزیابی می کنید؟ آیا از این حرکت استقبال می کنید؟

طبیعتاً استقبال می کنم ، این تلاش در کارهای مشترک من و ایرج هم حتماً وجود خواهد داشت و ایرج در این کار بسیار موفق عمل کرده.

از همکاریتون با ایرج جنتی عطایی بگید لطفاً، از کی با ایشون اشنا شدید؟

من اولین قدم کارم رو با ایرج جنتی عطایی برداشتم. آشنایی ما با کارمون آغاز شد، ما با هم زندگی کردیم با هم رشد کردیم، ایرج همیشه مثل برادر کنار من بوده. به غیر از ارتباط کاری یک رابطه احساسی بین من و ایرج بوده که با هیج کس این ارتباط رو نداشتم.

جهان بینی و ایدئولوژی شما تا چه حد به جهان بینی و ایدئولوژی ترانه های ایرج جنتی عطایی نزدیکه و آیا تا به حال اتفاق افتاده که به دلیل اختلاف ایدئولوژی و تفاوت هایی که در نگاه شما وآقای جنتی عطایی به جهان وجود داره در اجرای ترانه ای به توافق نرسید؟

من نظرم اینکه در این جهان هیچکس از نظر تفکر، جهان بینی و نگرش به دیگری شباهت نداره، اون عواطف و روابط انسانی ست که انسان ها رو به هم پیوند میده. من نگرش ایرج رو به دنیا و جهان بینی اون رو همیشه ستایش می کنم و خوشحالم که بیان کننده افکار ایرج هستم با در نظرگرفتن این که خودم رو در اون جهان بینی سهیم می دونم. من و ایرج از نظر ایدئولوژیک دو آدم مختلف می تونیم باشیم ولی از نظر بیان عواطف انسانی خیلی نزدیک به هم هستیم، همون دردی که در شعر ایرج ریشه داره در وجود من هم نسبت به جهان و مسائل سرزمینم وجود داره، اما مسئله ایدئولوژیک با معنای کلیشه ایش برای من حل شده است.من الان بیشتر روابط انسانی رو ترجیح میدم تا مسائل ایدئولوژیکی، ایدئولوژیک برای من در وجود انسان و روابط انسان ها با همدیگر تعریف می شود، چیزی که ازمنظرمن بسیار کمبودش حس میشه و من دوست دارم از این دیدگاه با مردم در ارتباط باشم.


ازمیان سه ترانه سرایی که باهاشون همکاری داشتید ( ایرج جنتی عطایی، اردلان سرفراز، شهیار قنبری) با منش و تفکرات کدام یکیشون بیشتر نزدیک بودید و هستید؟ چه در زمینه های اجتماعی و سیاسی و چه عاشقانه و با اشعار کدام یکی از این ترانه سراها احساس نزدیکی دارید؟

من افتخار این رو داشتم که با این سه ترانه سرای بزرگ کار کنم، تمام فعالیت من و تولد کار من با ایرج جنتی عطایی آغاز شده، اون نشست و برخاست ها و روابط عاطفی و برادرانه ای که با من داشته و صداقتی که بینمون بوده باعث شده ایرج جایگاه بخصوصی رو برای من داشته باشه، اردلان و شهیار هم جای خودشونو دارن. اما از نظر حرفه ای با ایرج رابطه صمیمانه تری دارم، حرف ایرج برای من حرف صادقانه تری هستش. کلام ایرج شفافه و از ابتدا ترانه های ایرج برای من یک هدف مشخص بوده، کماکان درکنار ایرج احساس امنیت گفتار دارم.

من در یکی از مصاحبه های شما خوندم که گفتید: ترانه چکاوک لمس عاشقانه جوانی را در من زنده کرد و منو تشویق کرد که حتماً در آلبوم بعدی هم چند ترانه عاشقانه اجرا کنم ، میشه کمی در پیوند با این ترانه صحبت کنید؟

از عشق بی حاصل تا چکاوک
ایرج و من تاریخمون تا امروز، بین این دو ترانه جوش و خروش داره. و هردو هم عاشقانه ی ناب.
چکاوک رو من عاشقانه ترین و هنری ترین ترانه یی میدونم که خوندم یاشنیدم.
کار من بعنوان خواننده کالبد شکافی متن و کشف عاطفه های پنهان توی اثره. باید رد پای فکر و فلسفه و پیام ترانه رو استخراج کنم. مال خود بکنم تا بتونم به بهترین نحوی که قادرم اجراش کنم.
توی این ترانه چیزی که بیشتر از هرچیز منو جذب این ترانه ی ایرج کرد، شباهت عاطفیش به خود ایرجه.
شفاف، مهربون، فداکار، راستگو، شجاع و وفادار. فضائلی که به نظر من و توی این حرفه مختص خودشه!
من مدت ها بود دنبال ترانه یی میگشتم که بازگو کننده ی عشقی باشه اینطور صمیمی و خالص. خالی از دروغ.
و وقتی که عکس العمل مردم رو در مورد این ترانه میبینم خوشحال میشم. چون میبینم که تو حسم و شناختم اشتباه نکردم. بعضی وقت ها یک ترانه نه تنها یک آلبم رو که حتی میتونه یک دوران رو جابجا کنه. مثل یاور همیشه مومن، مثل خونه و بن بست، مثل مرا به خانه ام ببر و .... همین چکاوک! برای من که اینطوره.

این ترانه هایی که نام بردید با ملودی های جاودان آقای بیات « خونه، بن بست، رازقی و ...» کارهایی هستن که بعد از گذشت این همه سال هنوز هم درکوچه پس کوچه های کشورمون زمزمه میشن، اما کارهایی که در این چند سال تولید شده دیگه به ماندگاری اون ترانه ها نشدن دلیلش چیه؟

ببینید جنس موسیقی امروز با جنس موسیقی زمان گذشته فرق داره، شعرا همون شعرا هستن، اما تکنیک ها از نظرموسیقی فرق کرده، نوع ضبط ها فرق کرده و ... تمام این عوامل باعث می شه که شما نوع دیگه ای از موسیقی رو بشنوید و من فکر می کنم با این معیارها قضاوت و مقایسه کرن در مورد کارها خیلی مشکل است.
طبیعتاً آهنگ هایی که اسم بردید و اشعارش از ایرج جنتی عطایی ست در زمان گذشته با کیفیت اون دوره ضبط شده، کیفیت این دوره با یک تکنولوژی دیگه ای ست . شاید دلیل دیگش هم دور بودن ترانه سرا، آهنگساز، تنظیم کننده و خواننده باشه، درکنار هم نبودن حین انجام کار و ضبط کار ازمشکلاتیه که اون زمان وجود نداشت.

در کارهای جدیدتون این تغیرات و خواهیم دید؟

بله حتماً، من و ایرج مشغول صحبت کردن برای یک کار جدید با یک دیدگاه تازه هستیم. یک کار جدید که بسیار متفاوت خواهد بود و از این فرمت کلیشه ای متداول که سالیان سال ادامه دادیم بیرون بیایم و یک برخورد دیگه ای با موسیقی و کلام داشته باشیم و این کار مستلزم این هست که با ایرج کنار هم باشیم تا این سناریو نوشته شود و این تداوم اشعار رو با ایرج هماهنگ کنیم، باید آهنگسازها دعوت بشن تا هرکدوم به بخشی از این آلبوم بپردازن.
من این نوید رو می دم که با ایرج آلبوم متفاوتی رو در اختیار شما قرار خواهیم داد.

آیا در طول این سالها وهمکاریتون با ایرج ضعف خاصی در ترانه هاشون یا اخلاق حرفه ایشون دیدید؟

ضعف خاص؟ من به خودم اجازه نمی دم هرگز در ترانه های ایرج از واژه ضعف استفاده کنم، کلام ایرج برای من بسیار کلام مشخص، برنده و قاطعیست. این واژه ضعف رو اصلاً نمی پسندم. ایرج پدر ترانه ایرانه.
جامعه هنری ما جامعه پرحاشیه بیماریست و در این بین من تنها ایرج رو از این حاشیه ها و مشخصات رایج مبرا می دونم .


شما فکر می کنید چرا این اتفاق در جامعه هنری افتاده؟

چون اصل ماجرا رو فراموش کردیم، چون فراموش کردیم دشمن اصلی کیه، مدام با هم درجنگیم.

و راه گذر از این بیماری؟

باید کنار هم باشیم، حتی اگه می بینیم از اطرافیانمون کسی سعی در ایجاد تفرقه داره ما نباید اجازه بدیم.

 


Home Page

Articles

Poems

Interview

Yadman

News

Archive

Archive

پیام ها

Copyright 2005-2006 Golesorkhetaraneh.com,
Contact : info@golesorkhetaraneh.com